زبان پارسی باستان
ریشه و پیشینه
زبان پارسی باستان که در دوران پیش از حمله اسکندر به ایران زبان دربار هخامنشی بوده از زبانهای ایرانی جنوب غربی میباشد. این زبان با زبان مادی فاصلهای بسیار نزدیک داشته که احتمالاً دو گویش از یک زبان بودهاند. زبان پارسی باستان از زبانهای هندواروپایی محسوب میشود که احتمالاً در پدیده مهاجرت آریاییان بههمراه زبانهای مادی و اوستایی وارد فلات ایران شدهاست. این زبان پیش از ورود به سرزمین پارس در جنوب غربی ایران، بر اساس آنچه از کتیبه شلمانسر سوم، پادشاه آشوری بدست آمده در حوالی دریاچه ارومیه رایج بودهاست. در این کتیبه که به سده نهم پیش از میلاد بازمیگردد برای نخستین بار نام پارس در زبان آشوری به صورت پارسوا ذکر شدهاست. واژه پارسوا(pārćwa) شکل قدیمیتر واژه پارس(pārsa) دانسته شدهاست. نخستین سند رسمی زبان پارسی باستان کتیبه بیستون در حوالی کرمانشاه است که به فرمان داریوش یکم نوشته شدهاست. داریوش که این کتیبه از زبان او نقل شده، زبان بکار رفته در آن را زبان آریایی معرفی میکند. بههمین جهت احتمال این وجود دارد که زبان مادی و پارسی باستان نیز زبانهای شرقی ایرانی همگی تحت نام آریایی بوده و گویشهایی جداگانه در هر منطقه داشتهاند. دوره آغاز تکلم به زبان پارسی باستان در میان فارسیان مشخص نیست اما از شواهد و قرائن زبانشناختی و مقایسه با زبانهای اوستایی و سنسکریت که همدوره زبان پارسی باستان هستند چنین بهنظر میرسد که زبان پارسی باستان مدتها پیش از دوره هخامنشیان نیز تکلم میشد و اشتباههای نگارشی و دستوری در کتیبههای متاخر دوره هخامنشی این حقیقت را القا میکند که پارسی باستان در دهههای پایانی حکومت مزبور احتمالاً زبانی خاموش بودهاست. زبان پارسی باستان یکی از معدود زبانهای هندواروپایی دوره باستان است که در زمان رواجش مکتوب شده و اسناد مطالعه زبانی برای امروز به جای گذاشته و از اینرو در بسیاری از پژوهشهای زبانشناختی بهعنوان ثابت بکار میرود. زبان پارسی میانه یا پهلوی ساسانی که زبان رسمی ایران در دوره ساسانی بوده از پارسی باستان منشعب شدهاست. زبان فارسی و دیگر زبانهای ایرانی جنوب غربی که از زیرمجموعههای زبان پهلوی ساسانی هستند همگی از پارسی باستان ریشه گرفتهاند.
دگرگونی زبانی پارسی باستان
کتیبههای سده چهارم پیش از میلادی در دوره هخامنشی که به اردشیر دوم و اردشیر سوم هخامنشی مربوط میشود ضمن داشتن اشکالات و تفاوتهای فاحش با زبان پارسی بکار رفته در کتیبههای قدیمی تر مانند بیستون، خبر از انقلاب و دگرگونی زبان پارسی در آن دوره را میدهد که گاهی به پارسی پیشامیانه یا پارسی باستان متاخر موسوم شدهاست. زبان پارسی باستان در این دوره به پارسی میانه تبدیل شد که آن زبان نیز بعدها فارسی نو را پدیدآورد. پروفسور ژیلبر لازار ایرانشناس مشهور اهل فرانسه در این مورد اینچنین گفتهاست:
زبانی که امروزه بهنام فارسی نو میشناسیم و در دوران نخستین اسلامی به فارسی دری شهره بود را میتوان به عنوان دنباله زبان فارسی میانه، که زبان رسمی، دینی و ادبی ایران ساسانی بود طبقهبندی کرد که خود این زبان اخیر نیز بازمانده زبان فارسی باستان، زبان دربار هخامنشیان بودهاست. برخلاف سایر گویشها و زبانهای باستانی و جدید ایرانی مانند اوستایی، پارتی، سغدی، کردی، پشتو و غیره، زبان فارسی نو بدنبال فارسی میانه در نمودار درختی زبانهای ایرانی در امتداد یکدیگر قرار میگیرند..
زبان فارسی میانه که به دنبال فارسی باستان پدید آمد را گاهی پهلوی نیز نامیدهاند. این زبان پس از دگرگونی گسترده زبان فارسی باستان هم در آواشناسی و هم در ساختار و دستور زبان بصورتی سادهتر از نیای باستانی خود شکل گرفت.
رمزگشایی فارسی باستان
خط فارسی باستان مدتی پس از فروپاشی سلسله هخامنشی رو به فراموشی گذاشت و حتی آخرین نوشتهای که به فارسی باستان انشا شده به خط آرامی است. بنابراین تا مدتها کسی نه محتوای آنان را میدانست و نه از اصالت آنها. مدتها سپری شد تا توجه سیاحان غربی به این نوشتههای کهن جلب شد. پیترو دلاواله ایتالیایی در اوایل سده هفدهم مقارن با دوره صفوی تصویری از آنها ثبت نمود. بعدها چند تن دیگر نیز دست به اقداماتی مشابه زدند اما هیچکس در پی خواندن آنان برنیامد. از اواخر سده هجدهم تلاشها برای خواندن این نوشتهها آغاز شد. این پیگیریها که عمدتاً از سوی آلمانیها دنبال میشد تا مدتها نتیجهای دربر نداشت و حتی نوشتهها را به اشتباه متعلق به دوره اشکانی میپنداشتند. بعدها نظام خطی چپ به راست و واژه جداکنها شناسایی شدند و تمیز میان خطوط فارسی باستان با سایر خطهای کتیبههای چندزبانه مسلم شد.
گشایش منطقی خط فارسی باستان در سال ۱۸۰۲ توسط گئورگ فریدریش گروتفند آلمانی کلید خورد. این دانشمند برجسته متوجه وجود برخی واژگان تکراری در کتیبهها شد و آنها را بدرستی برابر مفهوم شاه تشخیص داد. او که بر این باور بود که کتیبهها متعلق به دوره هخامنشی و به زبانی نزدیک به زبان اوستایی است این واژه را «شاه» فرض کرد و در ادامه متوجه شد کتیبههای مورد بررسی اش از دو شاه مختلف با دو نام مختلف است. در یکی از کتیبهها واژه مفروض بر شاه دو بار در آغاز و در یکی تنها یکبار تکرار شده بود. از آنجا به این نتیجه رسید که این کتیبهها توسط دو نفر از شاهان هخامنشی نوشته شده که پدر یکی از آنها شاه بوده و پدر دیگری نه. در ضمن فهمید که نام شاهی که پدرش شاه نبوده دقیقاً در کتیبه دیگر پیش از دومین واژه شاه آمده در نتیجه دریافت که شاه دومی پسر شاه اولی بودهاست. او با مطالعه منابع یونانی به این مهم رسید که تنها دو تن از شاهان هخامنشی پدرانی داشتند که خود شاه بوده اما پدرانشان شاه نبودهاند. یعنی کوروش - کمبوجیه و نیز داریوش - خشایارشا. او با توجه به اینکه نام دو شاه یا یک حرف آغاز نمیشوند گزینه اول را کنار گذاشت و با توجه به قرائتهای اوستایی سبک ملفوظ نام خشایارشا، ویشتاسپ، داریوش، پدر و شاه را حدس زد. بدین ترتیب او توانست ارزش نوشتاری پانزده حرف را مشخص کند. اما به دلیل اشتباهاتی که در حدس صورت ملفوظ واژههای فارسی باستان داشت تنها ده مورد آن درست بود.
بعد از تلاشهای گروتفند که حتی نام کوروش در کتیبه مرغاب را هم شناسایی کرده بود، دانشمندان دانمارکی به ویژه راسموس راسک راه او را ادامه دادند. اوژن بورنوف فرانسوی نیز موفق شد تا اندازه زیادی از آواها را شناسایی کرده و با توجه به مشابهت نزدیک این زبان با اوستایی حالات صرفی آن نیز مسجل شد. بعدها شناسایی کامل این زبان به درک و دریافت زبان و خط اکدی و عیلامی که در برخی کتیبهها هخامنشی در کنار فارسی باستان ترجمه شده بودند، منجر شد.
الفبای فارسی باستان/ دبیره میخی هخامنشی
خطی که فارسی باستان به آن نوشته میشد در زمره الفباهایی است که به خط میخی مشهورند. نوشتار فارسی باستان تنها خط بکار رفته در زبانهای باستانی ایرانی است که از چپ به راست نوشته میشدهاست. این خط که احتمالاً در زمان داریوش یکم (یا شاید پیش از آن) ازالفبای اکدی و اکدی از الفبای سومری اقتباس شده دارای ۳۶ حرف، ۸ اندیشهنگار و ۲ گونه واژه جداکن بوده است. در خط میخی تک تک واژگان بکار رفته در متن با خطوطی مورب از یکدیگر جدا میشدند و همچنین جهت سهولت نگارش هشت علامت اندیشهنگار برای واژگان پرکاربرد در کتیبهها مانند (شاه، سرزمین، کشور، اهورامزدا) ابداع شده بود. خط فارسی باستان هجائی است، به این معنی که هر حرف آن معرف یک هجا بوده که شامل یک صامت و یک مصوت میشدهاست. برخی از حروف نیز تنها یک آوا را ثبت میکردند.
نوشتههای فارسی باستان /سنگنبشتههای هخامنشیان
از زبان فارسی باستان نوشتههای نسبتاً زیادی به جای مانده که بیشترین حجم آن را کتیبهها تشکیل میدهند. به جز کتیبهها که همگی متعلق به شاهان و نیاکان ایشان هستند نوشتههایی بر روی لوح و سنگ وزنه و سکه و ظروف نیز به جای ماندهاست. این نوشتهها اگرچه از نظر ارزش تاریخی و زبانشناختی معتبر هستند اما ارزش ادبی آنها بسیار پایین است. با این وجود برخی به وجود ابیات و سرودهایی در ضمن این کتیبهها اشاره داشته و آنها بخصوص آغاز کتیبهها را دارای ارزش ادبی تعبیر کردهاند.
مفصلترین کتیبه هخامنشی همان سنگنوشته بیستون در استان کرمانشاه کنونی است که به دستور داریوش یکم نقر گردیده است. این کتیبه سه زبانه که بجز فارسی باستان برگردانهای ایلامی و اکدی را نیز در کنار خود دارد بیشترین ارزش را از نظر زبانشناسی و تاریخی به پژوهشگران عرضه کردهاست. چرا که قدیمیترین کتیبه فارسی باستان دانسته شده و اینکه یکی از قدیمیترین اسناد زبانهای باستانی هندواروپایی است که در زمان کاربرد به الفبایی هجایی ثبت شدهاست. ضمن اینکه اطلاعات بسیار زیادی از اوضاع و احوال سرزمین هخامنشیان و منش و سیاستهای ایشان به دست داده و در نهایت کمک شایانی به کشف و درک زبانهای اکدی و عیلامی نمودهاست. داریوش به جز بیستون کتیبههای دیگری در خوزستان و پارس نیز داشتهاست.
پس از داریوش شاهان دیگر بخصوص خشایارشا، اردشیر یکم و اردشیر دوم و همچنین داریوش دوم کتیبههایی به فارسی باستان دارند. از کوروش کبیر و نیز برخی پیشینیان هخامنشی مانند اریارمنه و ارشامه کتیبههای دیگری نیز وجود دارد که احتمال میرود این کتیبهها همگی پس از ابداع خط در زمان داریوش یکم نوشته شده باشند. همچنین یک کتیبه فارسی باستان هم در نقش رستم کشف شده که به خط آرامی نوشته شدهاست. البته اظهار نظر در مورد این کتیبه منحصربهفرد، که در زمان پس از سقوط هخامنشیان نیز نوشته شده، به دلیل آسیبدیدگی شدید آن همراه با قطعیت نیست.
آثار به این زبان
آثار بهجا مانده از زبان فارسی باسنان به خط میخی هخامنشی است که از قرن ششم تا قرن چهارم پیش از میلاد نگارش یافتهاند. البته یک نمونه کتیبه هم در نقش رستم یافت شدهاست که به نظر میآید به زبان فارسی باستان است ولیکن به خط آرامی نوشته شدهاست و احتمال میرود که بعد از دورهٔ هخامنشی تحریر شده باشد. تنها چند واژه از آن تاکنون خوانده شدهاست. کتیبههای فارسی باستان عمدتاً توسط شاهان هخامنشی پرداخته شده که ضمن آن بجز دریافت رویدادهای تاریخی میتوان به باورها و عقاید ایرانیان زمان هخامنشیان تا اندازهای پی برد. قدیمیترین کتیبه فارسی باستان را متعلق به داریوش یکم میدانند. با این وجود برخی نیز اصالت کتیبههای منسوب به شاهان و بزرگان پیش از داریوش، مانند کوروش بزرگ، آرشام و آریارمنه را پذیرفتهاند. نوشتههای بدست رسیده از این زبان در مناطق مختلف جهان مانند ایران (استانهای خوزستان، بوشهر، کرمانشاه، فارس)، عراق، ترکیه، ارمنستان، مصر و رومانی کشف شدهاند. عمده آنها به صورت کتیبه، سنگنوشته و لوح بودهاند.